عيسى ولائى
62
فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ( فارسى )
تجارى خود را براى تاجرى كه در كشور ديگر است ، و احتمال مرگش مىرود ، ارسال نمىكند ، و نمىگويد چون قبلا زنده بوده و الآن زنده بودن او مظنون و مرگش محتمل است پس اموال تجارى گرانقيمت را براى او ارسال مىكنم ، بلكه به عكس آن عمل مىكند . ج . اجماع : صاحب مبادى الوصول مىگويد : استصحاب بهدليل اجماع حجت است . « 1 » حقيقت اين است كه ادعاى اجماع در حجيت انواع استصحاب صحيح نيست ، بلكه به صورت جزئى و فى الجملة درست است . مثلا اگر كسى يقين به طهارت دارد ، سپس شك در حدث و خبث براى او پيدا شده است . در اينجا استصحاب طهارت جارى مىگردد ، و اجراى چنين استصحابى را احدى منكر نشده ، و نيست . د . روايات : عمدهترين و مهمترين دليلى كه مورد توجه علما قرار گرفته ، روايات مستفيضهاى است كه در حجيت استصحاب وارد شده است . كه در اينجا به سه روايت اشاره مىگردد : 1 . صحيحه زراره : زراره از امام باقر ( ع ) سؤال مىكند : در رابطهء با شخصى كه وضو داشته سپس خوابى بر او عارض شده است ، نمىداند اين خواب به حدى بوده كه وضوى او باطل شده باشد يا خير ؟ امام مىفرمايد : وضوى او باطل نشده است . و در ذيل روايت استدلال فرموده : چون اين شخص يقين به وضو داشته سپس شك بر او عارض گرديده ، پس آن يقين را با شك بعدى از بين نبرد . « 2 » 2 . صحيحه زراره : زراره از امام سؤال مىكند : فكر كردم كه لباسم به خون دماغم نجس گشته ، ولى هرچه جستوجو كردم خونى نيافتم ، پس نمازم را با همان لباس به جاى آوردم . اما پس از نماز خون را در لباسم يافتم ، آيا نمازم باطل است يا خير ؟ حضرت فرمود : نماز شما صحيح است . اما براى نمازهاى بعدى خون را بشوى . زراره از حضرت مىپرسد : چرا نماز صحيح است ؟ حضرت فرمود : چون شما به طهارت لباس خود يقين داشتى ، بعد شك كردى ، به هيچ وجه سزاوار نيست يقين را با شك از بين ببرى . « 3 » ( يعنى در موقع نماز بايد يقين سابق را استصحاب كرده و نماز خود را بخواند . و آن نماز نيز درست است . و لو بعدها كشف خلاف شود ) 3 . موثقه عمار : امام موسى كاظم مىفرمايد : وقتى شك كردى بنا را بر مورد يقين بگذار . راوى مىگويد : عرض كردم : آيا اين اصل و قاعده است ؟ حضرت فرمود : بلى . « 4 »
--> ( 1 ) . مبادى الوصول الى علم الاصول ، ص 251 . ( 2 ) . تهذيب الاحكام ، ج 1 ، ص 8 ، حديث 11 ؛ وسائل الشيعة ، ج 1 ابواب نواقض الوضوء باب اول حديث 1 « فانه على يقين من وضوئه و لا ينقض اليقين بالشك ابدا و لكنه ينقضه بيقين آخر . » ( 3 ) . مأخذ پيشين ، ص 421 ، حديث 1335 « لانك كنت على يقين من طهارتك فشككت ، و ليس ينبغى لك ان تنقض اليقين بالشك ابدا . » ( 4 ) . موثقه عمار عن ابى الحسن ( ع ) « قال اذا شككت فابن على اليقين قلت هذا اصل ؟ قال نعم » ، من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 231 .